X
تبلیغات
گروه آموزشی دینی عربی شهرستان محمودآباد

ماه من غصه  چرا؟

آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد

یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت

بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا؟

تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم همه خوشبختی توست

ماه من، دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن

کار آنهایی نیست که خدا را دارند

ماه من، غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست هنوز

او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد

او همانیست که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام، غرق شادی باشد

ماه من...

غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی، بودن اندوه است

این همه غصه و غم، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه، میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند

که خدا هست

خدا هست

خدا هست هنوز...

 

شاعر :مهین رضوانی فرد

   وبلاگ بی برگ


نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

فعل مجهول سیمین بهبهانی چهارشنبه 1393/02/03 12:43

بچه ها سلام ... صبحتان به خیر
درس امروز ما فعل مجهول است
فعل مجهول چیست می دانید؟
نسبت فعل ما به مفعول است

در دهانم زبان چو آویزی
در تهیگاه زنگ می لرزید
صوت ناسازم آنچنان که مگر
شیشه بر روی سنگ می لغزید

ساعتی داد آن سخن دادم
حق گفتار را ادا کردم
تا ز اعجاز خود شوم آگاه
ژاله را زآن میان صدا کردم


ژاله! از درس من چه فهمیدی؟
پاسخ من سکوت بود و سکوت
د ... جوابم بده کجا بودی؟
رفته بودی به عالم هپروت؟

خنده دختران و غرش من
ریخت بر فرق ژاله چون باران
لیک او بود غرق حیرت خویش
غافل از اوستاد و از یاران

خشمگین،انتقامجو،گفتم
بچه ها! گوش ژاله سنگین است
دختری طعنه زد که:نه خانم
درس در گوش ژاله یاسین است

 


باز هم خنده ها و همهمه ها
تند و پیگیر می رسید به گوش
زیر آتشفشان دیده من
ژاله آرام بود و سرد و خموش


رفته تا عمق چشم حیرانم
آن دو میخ نگاه خیره  او
موج زن در دو چشم بی گنهش
رازی از روزگار تیره  او


آنچه در آن نگاه می خواندم
قصه غصه بود و حرمان بود
ناله ای کرد و در سخن آمد
با صدایی که سخت لرزان بود


"فعل مجهول" فعل آن پدریست
که دلم را ز درد پر خون کرد
خواهرم را به مشت و سیلی کوفت
مادرم را ز خانه بیرون کرد


شب دوش از گرسنگی تا صبح
خواهر شیرخوار من نالید
سوخت از تب برادر من
تا سحر در کنار من نالید

 

از غم آن دو تن ، دو دیده من
این یکی اشک بود و آن خون بود
مادرم را دگر نمی دانم
که کجا رفت و حال او چون بود


گفت و نالید و آنچه باقی ماند
هق هق گریه بود و ناله او
شسته می شد به قطره های سرشک
چهره همچو برگ لاله او


ناله من به ناله اش آمیخت
که غلط بود آنچه من گفتم
درس امروز، قصّه غم توست
تو بگو ، من چرا سخن گفتم؟


"فعل مجهول" فعل آن پدریست
که تو را بی گناه می سوزد
آن حریق هوس بود که در او
مادری بی پناه می سوزد؟

 


نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

صحیح یا غلط بودن سوال های زیر را با علامت ( × ) مشخص نمایید .

الف ) در اغلب کلمات عربی  چهار حرف اصلی وجود دارد .  صحیح        غلط  

  ب ) آیا جمله ی ( سمعت الطفلة  ) جمله ی فعلیه است ؟         بلی             خیر

در ادامه مطلب کلیک بفرمایید .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

نمونه سوال پیام های آسمانی  هفتم ،درس شانزدهم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

نمونه سوال پیام های آسمانی  هفتم ،درس پانزدهم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

نمونه سوال پیام های آسمانی  هفتم ،درس  چهاردهم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

آزمون قرآن جلسه ی 8 دوشنبه 1393/01/11 16:34
آزمون قرآن جلسه ی 8
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

تبریک سال نو شنبه 1392/12/24 13:13
تبریک سال نو
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

نمونه سوال عربی هفتم  تا درس 12


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

نمونه سوال پیام های آسمانی  هفتم ،درس  سیزدهم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

نمونه سوال پیام های آسمانی  هفتم ،درس  دوازدهم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |

طرح درس عربی هفتم درس سوم (نام درس کنز الکنوز )


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید احمد حسینی   | لینک ثابت |